محمد رضا واليزاده معجزى

238

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

است و ممكن است دستور قتل او را صادر كند . » على مردان خان با اين‌كه قلبا ميل نداشت و شايد چنان شهامتى هم دارا نبود كه در اين باب با مأمورين شاهزاده وارد گفتگو شود ، مع‌هذا تحت تأثير تلقينات زنش قرار گرفت و به زندانبان گفت : « من در قبال ترخيص مير تيمور خان حاضرم هر مبلغ كه بخواهيد ، تقديم كنم . » زندانبان جواب داد : « آقاى على مردان خان شما خوانين بختيارى همگى با ظل السلطان دوستى و روابط صميمانه داشته و غالبا در سفر و حضر با او محشور هستيد و مزاج تند و اخلاق خشن او را ديده و به خوبى واقفيد كه وى چه عزم راسخ و اراده آهنينى دارد و در عقيده و تصميم خود چه‌اندازه راسخ و استوار است . به‌طورى كه در قبال تصميمات وى كمترين اظهارنظرى نمىتوان نمود . مگر نشنيده‌ايد چند ماه قبل حسين قلى خان ابو قداره والى پشتكوه لرستان با آن همه اهميت و اعتبارى كه در دستگاه قاجاريه دارد و با آن همه خدمات صادقانه‌اى كه خود و اجدادش به پادشاهان قاجار كرده‌اند و از مرز ايران سيادت مىكنند و با سوابقى كه خودش در نزد شاهزاده دارد با يك‌بار شتر پول و يك من ريش « 1 » جهت ترخيص تيمور خان به اصفهان آمد و دست خالى ، بىحصول نتيجه مراجعت كرد . با اين وصف چگونه من قدرت تحميل اين اراده را به ظل السلطان دارم . من اگر بتوانم شاهزاده را از كشتن او منصرف سازم ، از بخت خود خيلى راضى خواهم بود . » خلاصه كلام زندان‌بان ، على مردان خان را به كلى مأيوس كرده و مير تيمور خان را جبرا و قهرا از اندرون او بيرون كشيده ، به سوى اصفهان رهسپار شدند . زوجه غيرتمند على مردان خان مانند شير ماده مىغريد و نعره مىكشيد و به مأمورين ظل السلطان فحاشى مىكرد و لكن على مردان خان كه از رفتار آن شيرزن به خوف و هراس عجيبى افتاده بود ، براى اين‌كه ذمهء خود را از اين فحاشىها و اهانات خانم نسبت به دستگاه ظل السلطان برى سازد ، گفت : « اى بانوى محترم اين آقايان مأمورند و معذور و با اين‌كه شخصا كمال حسن نيت را دارند ، متأسفانه از خود اختيارى ندارند ، زيرا حضرت و الا ظل السلطان يك حكمران عادى نيست كه مأمورى بتواند در خلاف جهت تمايلات او گام بردارد . » بعد از اين مكالمات خانم كه گويى اهميت رفتار خود را درك كرده بود ، قدرى آرام شد و مأمورين ظل السلطان از على مردان خان خداحافظى كرده ، به اصفهان رهسپار شدند . ورود مظفر الملك نايب الاياله لرستان و خوزستان به اصفهان

--> ( 1 ) . ريش حسينقلى خان ابو قداره در زيبايى و خوشرنگى و بلندى در عصر خودش بىنظير بوده [ است . ]